به بهانه آنفولانزای خوکی

لحظه‌ی شیرینی که به تو دل بستم. از تو پرسیدم من: تو منی یا من تو؟

و تو گفتی هر دو! و به تو پیوستم.

گفتم ای کاش پناهم باشی، همه جا و همه وقت تکیه گاهم باشی.

و تو گفتی هستم، تا نفس هست کنارت هستم.

 

 

 {به نام خدایی که همیشه و همه جا کنارمونه!{

 

سلام علیکم خدمت دوستای گل و گلاب خودم...خوبین؟...دوباره من اومدم هورااااااااااااااا

ایندفه میخوام یه ضرب المثلی بگم و ربطش بدم به آنفولانزای خوکی!...نمیشه؟...حالا میبینین که من چه جوری ربطش میدم و میشه!

 

 

 Vسال 2010 میلادی رو به همه تبریک میگم. امیدوارم سال آرومی باشه! V

wwwwwwwwwwwwwwwww

 

"از دماغ فیل افتادن!"، ضرب المثلی که از دیر باز میان مردم رایج است، در مورد کسی به کار می‌رود که به اصطلاح، خودش را بسیار می‌گیرد. به زبان صریح‌تر، کسی که از خود راضی باشد و تکبر و خود بینیش دیگران را آزار می‌دهد، در حالی که هیچ علتی برای نخوتش* وجود ندارد، مردم درباره‌اش می‌گویند: فلانی از دماغ فیل افتاده.

آملی، نویسنده و محقق کتاب "ریشه های تاریخی امثال و حکم" معتقد است که ریشه این ضرب‌المثل به زمان حضرت نوح(ع) باز می‌گردد.

داستان از این قرار است که حضرت نوح(ع) از سوی خداوند مامور بود تا از تمام موجودات کره زمین یک جفت در کشتی معروفش بگذارد تا سیل و طوفان نسل آنان را منقرض نکند. روزی حضرت نوح(ع) دید که کشتی پر از فضولات حیوانات شده است.

همراهان حضرت نوح(ع) به نزد پیامبر گله می‌کردند و او هر چه می‌اندیشد، برای تخلیه فضولات آن همه حیوان، فکری به ذهنش نمی‌رسد. پس دست به دعا می‌برد و از خداوند می‌خواهد که در این طوفان، آنان را از فضولات و بوی آن‌ها نجات دهد.

خداوند هم به او دستور می‌دهد که دستی به پشت فیل بزند. حضرت نوح(ع) به محض اینکه دستور را می‌شنود، آن را عملی می‌کند. دستی به پشت حیوان عظیم الجثه(یعنی فیل) می‌زند و ناگهان از دماغ بزرگ فیل (خرطوم) خوکی بر زمین می‌افتد.

خوک به محض اینکه پایش به زمین می‌رسد، شروع می‌کند به خوردن فضولات و کثافات؛ و ظرف چند ساعت، کشتی مثل روز اول پاک و پاکیزه می‌شود.

 

©©©

 

به نقل از فرهنگ عمید:

* نخوت: (نَ . وَ)- تکبر کردن، فخر کردن || تکبر، بزرگی، بزرگ منشی، خود ستایی. 

 

wwwwwwwwwwwwwwwww

 

 

حالا دیدین چیجوری شده که خوک به جمع حیوانات پیوسته و باعث شده آنفولانزای خوکی بلای جون آدما بشه؟...البته اون زمون هم برا خودش فایده‌هایی داشته‌ها ولی الان چه عرض کنم!...خدا خودش عالمه!خدایا شکرت که هیچ چیزو بدون حکمت نیافریدی.

 

و در آخر هم میخوام یه شعر براتون بذارم که از مجله موفقیت خوندمش...من خودم زیاد اهل شعر نیستم مخصوصا  ً شعر نو!...ولی این یکی بدجوری به دلم نشست، وقتی می‌خونمش دلم آروم میگیره...امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.

 

 

صبر کن خدا بزرگه دل من

یه روزی همون که می‌خواستی میشه

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تاجیک

الهام قشنگم و فاطمه ی نازنینم سلام آبجی کوچیکه ، آپت خیلی قشنگ بود ، هم داستان و هم شعر هر دو باحال بودند! راستی گلم ببخش من این چند وقت به وبم سر نزده بودم برای همین دیر کامنتت را دیدم ، به نظرم بهتر است تو به نرگس یک ایمیل بزنی و ازش بپرسی چه کارت داشته آدرس ایمیلش در بخش نظر های درددلخانه هست هر وقت برایش فرستادی به من sms بزن تا بهش خبر بدم ، این جوری دیگر احتیاجی به دادن ...نیست! می بوسمت امیدوارم دیگر باهام قهر نباشی ! فاطمه نازنینم ممنون که نگران حالم شدی ، ببخش که نگرانت کردم ! یکم سرم شلوغ شده بود برای همین دیر سر زدم! ممنون از لطف و محبتت ! می بوسمت ! التماس دعا دوستدار همیشگیتان

زینب

اسم دختره الی بود.... اگه تعریف کنم که مزش میره....[ناراحت] تو برو رو مخش بگو کنجکاوی ببینیش. نقاشی هم بکش.... مهم نیست قشنگه یا قشنگ نیست. باز هم بکش[چشمک]

زینب

اونموقع که وبم عجیب غریب وا میشد احتمالا خطهای نت خراب بوده... دوستت دارم ای دوست

سمانه کاویانی

به نام خدا سلام اجي .خوفي؟ اجي دريا، منظورم همون اجي الهامه[نیشخند] خيلي خوشحالم كردي كه بعد از قرن ها بهم سر زدي و بيشتر خوشحال شدم كه وبلاگ نويسي هم ميكني[ماچ] قربونت برم [قلب] آجي آپم دوس داشتي يه سر بزن و خوشحالم كن[نیشخند][ماچ]

م طالبی

با سلام به یکی از دوستدار عمو از تو میخواهم یک سرس به من بزنی .[ماچ][لبخند]

م طالبی

من هم سلام میکنم متشکرم که سر زدید[لبخند]

اسما

[لبخند]الهام و فاطمه ی عزیزم سلام[لبخند] وبلاگ خوب و قشنگی دارید[چشمک] الهام جون(دریا دوستدار عمو) کامنتهات رو تو سایت عمویی میخونم منم برای عمو پورنگ مینویسم خوشحال میشم پیش منم بیایی من لینکت کردم فدات شم با همون اسمی که تو سایت عمو کامنت مینویسی دوستت دارم ابجی جونم[بوسه][قلب][بوسه][قلب][بوسه][قلب][بوسه][قلب] مواظب خودت باش فعلا خدانگهدار[بدرود][بدرود]

دوست جوون (مریم)

سلام. الهام.ن عزیزم من میتوانم برات مجله عمو را بخرم. اگه گیرت نیامده بگو تا برات بخرم.